هاشمی

می دانید که هاشمی رفسنجانی یک سایت اطلاع رسانی دارد. در روز دوشنبه، مورخ 20 اردیبهشت 89، نامه ای از هاشمی خطاب به حضرت امام خمینی روی این سایت قرار می گیرد. بخش هایی از این نامه که توسط مسئولین سایت انتخاب شده بدین شرح است:


·         نسبت به انتخاب بنی‌صدر قبل از انتخابات نکاتی را عرض کرده بودم

·         ملاحضه می فرمایید که اکنون بنی صدر با استفاده از جایگاه ریاست جمهوری همه قوا را تضعیف می کند!

·         بنی‌صدر با در اختیار داشتن قوه مجریه و صدا وسیما مدام می‌گوید: «می‌خواهم کار کنم امّا نمی‌گذارند ! »

·         بنی‌صدر به هیچ چیزی قانع نیست و مرتباً مسایل جدیدی را مطرح می‌کند!

·         خدای نکرده روزی نرسد که «شما»‌نباشید و مردم با این تحیر نسبت به «بنی‌صدر» تنها بمانند

·         مگر می‌شود تمام مشفقان و نیروهای انقلابی در یک سو باشند و بنی‌صدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بی‌طرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ تاریخ چگونه قضاوت می‌کند؟

·         جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و امیدوارم مثل همیشه جسارتم را ببخشید


قطعا پس از خواندن این بخش ها منظور هاشمی را دریافته اید ... بله! معنای انتشار این نامه در این ایام از سوی هاشمی بسیار روشن است. مخاطب اصلی او، حضرت امام خامنه ای است و بنی صدری که او می خواهد معرفی کند، محمود احمدی نژاد است. اما نکات جالب توجه دیگری هم در این نامه هست. بخش هایی از این نامه را در زیر آورده ام. با مطالعه این بخش ها، می توانید میزان صحت اعتقاد و ایمان هاشمی به خط حضرت امام خمینی را دریابید.
او در این نامه با تندی نوشته است:«
خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهائی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و ... تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟»

هاشمی گفته:«تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است.» هاشمی حتی به خاطر عدم حمایت امام از حزب جمهوری هم گلایه داشت:«ما "حزب جمهوری اسلامی" را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیر مستقیم –من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم- تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید –ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید- و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود –غیر مستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین‌گونه که عمل می‌فرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.»

هاشمی حتی از این خطاب های تند هم پا را فراتر گذاشت و از تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن امام ابراز نگرانی کرد:«گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیریند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد.»

لینک متن نامه در سایت هاشمی:

http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=2133

 منبع: محراب اندیشه

/ 1 نظر / 9 بازدید